|
|
|
|
|
با سلام خدمت دوستان عزیم آدرس وبلاگ من تغییر کرده است کمی حوصله کنید ۵ تا صلوات هم برای فرج امام زمان (ع) بفرستید تا بطور اتوماتیک به وبلاگ جدید من انتقال پیدا کنید اگر موفق به انتقال نشدید روی لینک زیر کلیک کنید ...آنجا منتظر شما هستم عنوان وبلاگ جدید: عطر دل آرای خدا آدرس وبلاگ جدید: http://abolfazlfatheyan.parsiblog.com/ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 3 بعد از ظهر توسط ابولفضل فتحیان
|
|
||
|
|
|
|
|
طلايه دار سحرگاه نور مي آيد امير قافله شوق وشور مي آيد عصاره همه گلهاي احمدي مهديست |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 12 بعد از ظهر توسط ابولفضل فتحیان
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همه دوستان عزیزم
ازاین که یک مدت نبودم معذرت میخام کلیه مطالب این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است برای رفتن به آدرس من روی لینک زیر کلیک کنید. http://abolfazlfatheyan.parsiblog.com
یا چند لحظه منتظر بمانیدتا بطور اتوماتیک به لینک جدید من انتقال پیداکنید.
آرزوی موفقیت در سال نو همراه با پیروزی و شاد کامی برای شما و خانواده محترمتان |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 8 بعد از ظهر توسط ابولفضل فتحیان
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 0 قبل از ظهر توسط ابولفضل فتحیان
|
|
||
|
|
|
|
|
نفع بردن از من در زمان غيبتم مانند نفع بردن از خورشيد هنگام پنهان شدنش در پشت ابرهاست و همانا من ايمني بخش اهل زمين هستم ، همچنانكه ستارگان ايمني بخش اهل آسمانند . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 9 بعد از ظهر توسط ابولفضل فتحیان
|
|
||
|
|
|
|
|
-------------- آنچنان منتظرم در ره شوق --------------------------------- که اگر زود بیایی دیر است
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 9 بعد از ظهر توسط ابولفضل فتحیان
|
|
||
|
|
|
|
|
تو را به كدامين نام بخوانم ؟ به كدامين اسم خطابت كنم ؟ به كدامين صفت قسمت دهم ؟ چه از هر اسم و صفتت چيزي به جز چند حرف به هم چسبيده نمي دانم . شايد همان به كه ترا به خودت قسم دهم ، به ذات پاكت ، به وجودت ، به وجود انكار ناشدني ات . اما با فله الأسماء الحسني چه كنم ، حسن كدامين بيشتر است ؟ نمي دانم ! به زبان آوردن كدام ، صدايم را به تو مي رساند ؟ عاجز مانده ام ! با اسم اعظمت چه كنم ؟ با شكوه ترين نامت ، مهربان ترين لبخندت ، از هر كه پرسيده ام ، به اسمي اشاره كرده و به هر جا نگاهي كرده ام ، چيزي نوشته ، يكي آن را در اين سوره پنداشته و ديگري آن را در آن آيه ديده ... پس تو را قسم مي دهم به تك تك آيه هايت ، به تمام نشانه هايت ، به اشك يتيمانت ، به خون شهيدانت ، به سرخي خون ، به گرمي خون نه اما ... به خود خون ، به خون خودت خوني كه نه هزار و اندي سال ، بلكه به هر سالي از ازل جوشيده و تا به ابد لحظه اي سكني نخواهد گزيد ... خون تو مي بايد تا براي هميشه جريان داشته باشد . خون خدا ... ثار الله ... خون خدا حسين ... آري اسم اعظمت را پيدا كرده ام . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 9 بعد از ظهر توسط ابولفضل فتحیان
|
|
||
|
|
|
|
|
هر جا به هم رسیدیم گفتیم یا ابا الفضل هنگامه آفریدیم گفتیم یا ابالفضل از عهد خردسالی بذر محبتش را در سینه پروریدیم گفتیم یا ابالفضل |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 8 بعد از ظهر توسط ابولفضل فتحیان
|
|
||
|
|
|
|
|
السلام علیک یا ابا عبد الله (علیه السلام )
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
اینجا کلیک کنید |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 3 بعد از ظهر توسط ابولفضل فتحیان
|
|
||
|
|
|
|
|
شعله زاری ازگريه های بی قرار بر نگاهمان می رويد
تا در مقدمه انتظار ، آرزوی آمدنت را با فانوس مژگان تزيين کنم !ای تمام آرزو ؛ مثل آرزوی باران در خشکسالی بدون عدالت !ای تمام اميد مثل اميد رهايی از تنگناهای نا باورانه ی جهل !ای تمام انتظار رسيدن به خط پايان، به خط پيروزي، به لحظه های آغازين سپيده ؛ سپيده ای که رستاخيز عدالت را همراه خواهد داشت !مولا جان !تويی که دست دعا هر کس، گرفته سوی تماشايت شبيه آينه می خواهد تو را ،هميشه تماشايی !تويی که می شکنی آخر ، سکوت سرد شبستان را و رنگ عاطفه می گيرد ، حضور آن ((يد بيضايی ))مولا جان !کجاست بهار آمدنت ، تا جاده های سبز تماشا را به تماشا بنشينم !تو را قسم به دست های خالی سرشار از قنوت !تو راقسم به چشم های بارانی لبريز از انتظار !تو را قسم به مويه های غريبانه ی ندبه !بيا ، تا طعم تلخ رنج ها ،با ديدن تو شيرين شوند !بيا ، تا از تمام لغت نامه ها ، واژه انتظار را خط بزنيم !بيا ، تا از دست هايت بهار ، از نگاهت زندگی و از حضور ت عدالت بچينیم !
... و می رسی ، همه جا ازدحام خواهد شد پر از تبسم و اشک و سلام خواهد شد من از نگاه تو صد استعاره خواهم چید غزل غزل ، غزلم را ، دوباره خواهم چید اسیر طرح سپید و قصیده زردم تو را ندیده بمیرم ، چه سخت بی دردم؟ همیشه گفته ام از قبله گاه می آیی امیر من ، به کدامین پگاه می آیی؟ هنوز پنجره را خواب صبح می گیرد بدون دست تو این غنچه زود ، می میرد کجاست آخر این جاده هر چه می بینم افق افق شفق از انتظار می چینم
به اشک نازک و آرام کودکان سوگند !به زخم دست و دل نسل نوجوان سوگند !به آیه آیه امّن یجیب بیماران به آه آه یتیمان بی زبان سوگند !به التهاب گلوهای خسته از فریاد به انجماد نفس های نیمه جان سوگند !به ازدحام دعا در نگاه «ندبه» و عهد به جام جام عطش های آسمان سوگند !به آبشار نگاه قشنگ آهوها به التماس دعای پرندگان سوگند !به دست خالی آنان که آرزو دارند به روز هرچه سیاه نخورده نان ، سوگند !به آنکه مثل علی (ع) حامی فقیران است به نام نامی ات ای «صاحب الزمان» (عج) سوگند !
که از کنار پیمبر (ص) ، طلوع خواهی کرد شبیه خواجه قنبر ، طلوع خواهی کرد بساط دکه خورشید ، چیده خواهد شد فریب سایه تردید ، چیده خواهد شد غروب بر لب دریا ، سکوت خواهد کرد میان بهت و تماشا ، سکوت خواهد کرد و امتحان جدیدی ، شروع خواهد کرد شب از زمان جدیدی ، شروع خواهد شد |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 9 بعد از ظهر توسط ابولفضل فتحیان
|
|
||